سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

273

تاريخ ايران ( فارسى )

در قشم استقرار يافته و مشغول محاصرهء قلعهء پرتغاليها بود ولى واضح بود كه ايرانيان تا زمانيكه انگليسىها را براى همكارى دعوت نمىنمودند قادر نبودند به هرمز حمله نمايند . امام قلى خان پسر اللهورديخان كه حاكم فارس بود و عمليات جنگى را اداره مينمود از خود در سياست ابراز لياقت و فطانت و مهارت نشان ميداد . او به نمايندگان شركت انگليسى وعده داد كه اگر در جنگ شركت كنند به آنان پاداشى خواهد داد و بعلاوه متذكر شد كه اگر آنها در جنگى كه براى امتيازاتى كه به آنها داده شده همكارى نكنند اين امتيازات لغو و بلا اثر شده و ابريشمى كه در ترانزيت دارند توقيف خواهد شد . اين مسئله مورد بحث و مذاكرهء مفصل قرار گرفت . در آن زمان بين دربار انگلستان و پرتغال كه نمايندهء اسپانيا بود در اروپا صلح برقرار بود ، هرچند كه در آبهاى شرقى بين اين دو كشور هميشه جنگ و زدوخورد بوده است . رؤساى شركت كه اين ضربت بر آنها وارد ميآمد اگر كينك جيمز مقتضى ميديد كه سپر بلا گردد ، يقينا اين كار را تصويب نميكردند . درعين‌حال تجار و سوداگران ابدا مايل نبودند تجارتى را كه با چه زحمتى بدست آورده‌اند قربان كنند و آنها مردان انگليس زمان خود بوده و حاضر بودند كه با خطرات عظيم مواجه شوند . در آخر آنها موافقت نمودند و حاضر به همكارى شدند و به زودى با امام قلى خان پيمانى بشرح زير بسته شد . الف - غنائم جنگى بتساوى ميان هردو طرف تقسيم شود . ب - وقتىكه هرمز تصرف شد عوائد گمركى آن جزيره بعد از آن بايد بطور تساوى ميان دولتين ايران و انگليس تقسيم شود و همهء كالاى تجارتى انگليسى نيز پس از آن از پرداخت حقوق گمركى و عوارض ديگر معاف گردد . ج - اسراى انگليسى به انگليس‌ها و اسراى مسلمان به ايرانيان واگذار شوند . د - دولت ايران بايد نصف هزينهء كشتىها و خوراك و حقوق كاركنان آنها را بر عهده بگيرد . اين مواد مقدماتى را مرتب كرده و ضمنا مجبور بودند ملاحان را جلب كنند ، چه آنها زمزمهء مخالف آغاز كرده و اظهار داشتند كه « اقدام بجنگ ربطى به كار تجارت ندارد و بعلاوه آنها براى چنين كارى استخدام نشده‌اند »